تبليغاتX

<
JavaScript Codes AmErIcAn dEpOt

AmErIcAn dEpOt

Where English Is A Way Of Life

احتمال زیاد این پست یکی از کوتاه تری پست های بلاگ منه .اصطلاح "چیزی رو به رخ کسی کشیدن " واسم جالب بود . این اصطلاح ،معادل انگلیسی جالبی داره :

Cast something in somebody’s teeth

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 0:43 توسط حجت | |

یکی از کلمه هایی که در انگلیسی خیلی جالب و کاربرد خوبی داره کلمه Wangle میباشد. این کلمه مترادف کلمه Get به معنی " گرفتن و یا بدست اوردن چیزی " . فقط یه تفاوت اینجا هست. این کلمه " گرفتن و یا بدست اوردن یه چیز با کلک و حقست. مثلا" :

Finally, he wangled an invitation to the party.

بالاخره ،با کلک و حقه بازی دعوت نامه مهمونی رو گرفت

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 23:55 توسط حجت | |

این پست رو میخوام در مورد کلمه " Accent " بنویسم .بدون شک اولین معنی که از این کلمه برداشت میکنین همون "لهجه " ست . ولی از نظر فعلی کاربرد دیگه ای هم داره که جالب به نظر میرسه .از نظر فعلی یعنی " تاکید کردن ،اهمیت دادن "

وقتی باعث شین یه چیزی بیشتر جلب توجه کنه ،از این فعل استفاده میکنین. مثلا" :

The clothes he wears accent his body.

لباس هایی که میپوشه باعث میشه بدنش بیشتر جلوه کنه .

Make-up accents her cheek

آرایش صورت باعث میشه گونه هاش جلب توجه کنه ( تبلو تر کردن )

 

Accent = make something more noticeable so people pay more attention to it


نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 12:13 توسط حجت | |

امروز نوبت چند اصطلاح امریکاییه :

Have a blast: لذت بردن زیاد از چیزی

Make a bundle: پول هنگفت در اوردن

Bright and early: صبح زود

Full of oneself: مغرور بودن

Give somebody the time of day: به کسی بی اعتنایی کردن ،نادیده گرفتن یک فرد

Jump the gun: کاری رو زودتر از وقت معمول انجام دادن

نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 11:59 توسط حجت | |

فعل پرکاربردی که تو متن ها هم زیاد به کار میره " Account for " میباشد. توجه کنید که این عبارت دو معنی مختلف داره :

"تشکیل دادن" . مثلا"

The Indian American account for 15% of population of United States of America

سرخپوست ها حدود 15 درصد جمعیت ایالت متحده رو تشکیل میدهند

 

" توضیح دادن،دلیل چیزی بودن "

Lack of money may account for his depression.

کمپود پول ممکنه دلیل افسردگیش باشه

نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 20:8 توسط حجت | |

هیچوقت فکر کردین " آتو دادن و یا داشتن " تو انگلیسی چی میشه ؟

به نظر من معادل مناسب این مورد میشه " have the winning card " یا   " have the upper hand " یعنی "از کسی آتو داشتن " . یا "برگ برنده رو در دست داشتن" که این یه نوع برتری رو میرسونه و میشه این معنی رو در فارسی ازش برداشت کرد.

He has the upper hand over the thief

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:29 توسط حجت | |

این پست رو به افتخار duo محبوب خودم، Mobb Deep ،گروه دو نفره معروف در موزیک hip hop مینویسم . یکی از معروف ترین آهنگ این گروه  که شامل دو تا سیاه پوست میشه آهنگیه به نام shook ones که دنیای Hip hop رو لرزوند . میخوام اصطلاحات محاوره که تو این اهنگ اومده را با ترجمه فارسی بنویسم براتون :

Shook one: به آدمی میگن که ادعا میکنه خیلی آدم توانا و نترسیه ولی وقتی پاش بیفته جا میزنه ،یه چیزی شبیه "پهلوون پنبه" خودمون.

Nigga: همون "nigger" به معنی سیاه پوست.

Get touched: تحت تاثیر قرار گرفتن ، احساس شعف کردن

Crook: دزد ،سارق

25 to life: حبس ابد

Incarceration: در حبس بودن ، آب خنک خردن

Dwell on: در مورد یه چیزی زیاد حرف زدن ،وراجی کردن

Bug: اذیت کردن و آزردن

Roll up: اقدام به انجام کاری کردن ، درگیر کاری شدن

Villain: آدم پست و رذل

Keep it real: این اصطلاح رو شخصا" به صورت "مرام گذاشتن" معنی میکنم.

Prodigy: اعجوبه

Havoc: هرج و مرج و غارت

Pose: ژست گرفتن ، قیافه گرفتن

Coward: آدم ترسو

Levitate: برخاستن ، بلند شدن ،بالا بردن

Deceased: مرده ،مرحوم

Slug: گلوله

Think through: به دقت فکر کردن

Hesitation: دودلی ،درنگ

Front: خشن رفتار کردن

Sip: آشامیدن ،چشیدن

 

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 13:41 توسط حجت | |

یکی دیگه از نکته ها تفاوت بین دو فعل Assure  و Ensure ،

Assure به معنی "اطمینان دادن" مترادف "Reassure"

I assure you of its quality.

 " من در مورد کیفیت محصول به شما اطمینان میدم"

The doctor assured us that he would recover fast.

دکتر به ما اطمینان داد که اون زود خوب میشه "

 

Ensure به معنی "اطمینان حاصل کردن" مترادف "Make Sure"

His teacher wants to ensure that all students understand the lesson.

" معلم میخواد اطمینان حاصل کنه که همه دانش آموز ها درس رو میفهمند "

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 0:4 توسط حجت | |

یکی از اصطلاحات پرکاربرد محاوره در فارسی ،اصطلاح " جو گیر شدن " .این اصطلاح به " انجام کاری بدون فکر کردن درست و بیشتر از روی احساسات " اشاره میکنه . لذا بهترین موارد انگلیسی برای این اصطلاح  " Impulsive " و "Rash" .

وقتی میگیم یه فرد rash یعنی یه کاری رو بدون فکر و سریع انجام میده که این خود همون معنی  جو گیر شدن رو میده.

Do something on impulse هم به معنی انجام کاری از روی انگیزه های آنی و بدون فکر کردن میشه.

مثلا" :

He purchased a super BMW on impulse then he couldn’t pay for its instalments in time.

 " اون جو گیر شد و یه ماشین bmw اسپرت خرید ولی بعد نتونست قسط هاش رو سر موقع  بده "

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 0:21 توسط حجت | |

یه اصطلاح دیگه ای که به نظر جالبه و میشه اینجا برای شما علاقمندا بنویسم ،اصطلاح  " کوتاه اومدن " .مثلا" وقتی میگیم " من تو این موضوع ها کوتاه نمیام " . به نظرم بهترین اصطلاحی که میشه به کاربرد ،اصطلاح"Pull Any Punches " . مثلا" جمله فارسی بالا میشه :

I'm not gonna pull any punches on these issues

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 22:13 توسط حجت | |